در گذار عمر

در گذار عمر روایت سیر من در طول نمودار چرخه عمر زندگیمه، گاهی به بالا، گاهی به پایین. اگر می نویسم برای اینه كه تفكرم رو به بازار نقادها ببرم، تا عیار اون رو بسنجم وگرنه هنوز كمتر از اونم كه ره توشه ای برای كسی داشته باشم. میگند مهمون حبیب خداست، ولی نمی تونم این واقعیت رو پنهان كنم كه وقتی مهمونی با خودش سنگ محكی آورده باشه تا من بتونم به كمك اون مس های تفكر رو بشناسم و بیرون بكشم، بیشتر از حضورش خوشحال میشم. گاهی هم برای دلم می نویسم...

اسفند 86
2 پست
دی 86
3 پست
آبان 86
3 پست
مهر 86
3 پست
شهریور 86
1 پست
مرداد 86
1 پست
تیر 86
2 پست
خرداد 86
3 پست
اسفند 85
3 پست
بهمن 85
2 پست
دی 85
4 پست
آذر 85
2 پست
آبان 85
4 پست
مهر 85
6 پست
شهریور 85
5 پست
مرداد 85
9 پست
تیر 85
6 پست